ناتوانی ذهن!

عجز، ناتوانی ذهن است نه جسم! بیشتر »

عکس دوران کودکی خودم!

گفتم حالا که قرار شد عکس دوران کودکی عادل فردوسی پور رو بذارم؛ خوب عکس دوران کودکی منصور فاضل رو هم بذارم شاید طرفدار بیشتری داشته باشه!!           بیشتر »

عکس کودکی عادل فردوسی پور

تصویر زیر، عادل فردوسی‌پور را در دوران کودکی نشان می‌دهد. به گزارش جام جم ورزشی ؛این عکس را سایت «خراسان» از فیسبوک فردوسی‌پور برداشته و منتشر کرده است. بیشتر »

تاب بازی با تصویر!

تاب بازی مجازی! بیشتر »

بره آهوی بینوا

بره آهوی بینوا! بیشتر »

خنده های تلخ

روزگار ما ساخت چین نردبان ترقی بعضی ها آروزوهای کوچک بیشتر »

 

اجتماعی

آداب و رسوم رایج چهارشنبه سوری

chahar shanbeh soori
toope morvarid

توپ مروارید

آداب و رسوم رایج چهارشنبه سوری در قرون گذشته:

توپ مروارید: در میدان ارک تهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید . شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا می رفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن می گذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی» می کردند یا ریسه می رفتند از زیر توپ مروارید و سردر نقاره خانه می گذراندند. این توپ را توپ مروارید می نامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن می گفتند.

آتش افروختن: زیباترین و شاید قدیمی ترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است .
تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار می دهند و زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدان های عمومی و بر سر چهارسوها و چهار راه های شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن می کنند و در هر جستنی می گویند: «زردی من از تو سرخی تو از من» یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری به من ببخش» پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش می ماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند و در کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در می زند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟» و او هم جواب دهد؛ «منم » گویند: «از کجا آمده ای؟» جواب دهد که : «از عروسی» بپرسند: «چه آورده ای ؟» گوید: «تندرستی ».

کوزه شکستن: مردم تهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود می بردند و از آنجا به زمین می افکندند و می شکستند و کسانی که بدانجا دسترس نداشتند از بام خویش کوزه را به زمین می افکندند این کار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود.

آجیل: در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد. در میان زنان ایران در شب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است که نذر می کنند و داستان شیرینی برای ابتکار آن میگویند.

آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل میکنند شب چهارشنبه سوری نیز به آداب آن میپردازند.

فالگوش: کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت میکنند و بر سر چهار راهی یا اگر چهار راه نبود بر سر رهگذری به فالگوش می ایستند و نخستین عابری را که گذشت به سخن او توجه می کنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد می گیرند اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست. همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اتاقی گرفت و باید آهسته به پشت در آمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اتاقند بدانند که کسی بر در ایستاده است گوش فرا داد و اولین سخنی را که گفته می شود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت.

گره گشایی: کسانی که بخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه دستمالی یا چارقدی یا گوشه دیگر از جامه خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشاید ممکن است قفلی را بر پارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلید آن را به نخستین کسی که از راه می گذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.

دفع چشم زخم و بخت گشایی: برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه می روند و از آب دباغ خانه اندکی برمی دارند و با خود به خانه می آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر می ریزند.

کندر و خوشبو: یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری می روند و از او «کندر برای کارگشا» می خواهند و تا عطار برود بیاورد فرار می کنند! این دکان باید رو بقبله باشد سپس به دکان دیگری که رو بقبله باشد می روند و «خوشبو» می خواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز می گریزند و سپس بدکان سومی که رو به قبله باشد می روند و مقداری کندر و اسفند می خرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود می کنند.

قلیا سودن: یکی از وسایل دفع جادو در شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی می ریزند و هفت دختر نابالغ دسته می زنند و با آب می سایند و بر آن بول می کنند و آن آب را در چهار گوشه حیاط خانه ای که آن را جادو کرده اند می ریزند و یقین دارند که به همین تدبیر جادو باطل می شود.

آش بیمار: در خانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری او به سال دیگر نرسد برای این کار آشی می پزند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» معروف است. باید بادیه مسین به دست گرفت و با قاشق به در خانه ای یا به در اتاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اتاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چند شاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته می شود باید در ترکیب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و از آن آش بیمار را داد و بازمانده  آن را به تهی دستان رهگذر داد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.
boolooni
فال گرفتن با بولونی: یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی است. بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی است که در قدیم خانه های ما فراوان بود و در آن ادویه  خشک یا ترشی و مربا و غیره می ریزند زنان و دختران جوان گرد یکدیگر جمع می شوند و کوزه ای را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او به شمار می رود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه های کاغذ می نویسند و تا کرده در بولونی می اندازند سپس دختر نابالغی را می خوانند و او دست در بولونی می کند و پاره ای کاغذ را بیرون می آورد و یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است می خواند. سپس همان دختر یکی از آن اشیا را بیرون می آورد و ارایه می دهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حق صاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان و یک آیینه  کوچک نیز علاوه بر آن اشیا در بولونی می اندازند و با دیوان حافظ تفأل می کنند یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ می زنند.

شب یلدا (چله)

yalda

ایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند.

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است که یکی از آن ها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمه‌های آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکی‌های فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

از جمله آیین های این شب می توان به دورهم نشینی، فراهم کردن تنقلات و آجیل(لرک) و میوه های خشک، قصه گویی، فال حافظ، فال کوزه، و شعرخوانی (بیتو خوانی) اشاره کرد.

yalda

در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد می آیند. به بیانی دیگر در سرمای آغازین زمستان، دور کرسی نشستن و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ویژگی های شب یلدا است.   برگزاری مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است، و گردهمایی ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می شود. در کتاب ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند و نامی از شب یلدا در میان نیست، که می توان به دلیل خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن آن دانست.

در همه جشن ها و آیین ها، در جامعه های ابتدایی یا متمدن، خوردن و آشامیدن بخشی از مشغولیت ها و سرگرمی های جمع را تشکیل می دهد.   برای شب یلدا، خوراک ویژه ای نمی شناسم، و تهیه شام بستگی به وضع اقتصادی و روند تغذیه خانواده دارد. خوردنی های ویژه شب یلدا میوه های فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سیب، خیار، به و مانند آن است. میوه هایی که می بایستی در این شب تمامی آنها بجز سیب و به خورده شود و چیزی برای فردا، یعنی فردای زمستان باقی نماند. میوه هایی را که شب یلدا بر آن می گذشت نمی خوردند.

آجیل و شب چره که شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجیر و توت خشک است، در بسیاری از شب نشینی ها، مهمانی ها و گردش ها فراموش نمی شد. ولی در شب یلدا می بایست ( و می باید ) بر سر سفره باشد. خوردنی های شب یلدا، در واقع، میوه و آجیل است نه غذا. برخی از خانواده ها در شب یلدا، پس از خوردن شام، برای شب نشینی شب یلدا به خانهً خویشاوند بزرگتر می روند.  یکی از رسم های شب یلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ( که بایستی چنین باشد )، ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا – و نیز در تیرما سیزه شو ( جشن تیرگان در مازندران ) – در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است.

امروز نمود برگزاری آیین و رسم شب یلدا را میتوان در روزهای بیست و نهم و سی ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه های میوه و آجیل فروشی ها دید. این خریدها تا پاسی از شب یلدا ادامه دارد. در آخرین لحظه ها نیز کسانی را می بینیم که از سر کار برگشته و میوه هایی چون خربزه و هندوانه و انار را که به آسانی نمی توان در بخچال نگهداری کرد، می خرند.