ناتوانی ذهن!

عجز، ناتوانی ذهن است نه جسم! بیشتر »

عکس دوران کودکی خودم!

گفتم حالا که قرار شد عکس دوران کودکی عادل فردوسی پور رو بذارم؛ خوب عکس دوران کودکی منصور فاضل رو هم بذارم شاید طرفدار بیشتری داشته باشه!!           بیشتر »

عکس کودکی عادل فردوسی پور

تصویر زیر، عادل فردوسی‌پور را در دوران کودکی نشان می‌دهد. به گزارش جام جم ورزشی ؛این عکس را سایت «خراسان» از فیسبوک فردوسی‌پور برداشته و منتشر کرده است. بیشتر »

تاب بازی با تصویر!

تاب بازی مجازی! بیشتر »

بره آهوی بینوا

بره آهوی بینوا! بیشتر »

خنده های تلخ

روزگار ما ساخت چین نردبان ترقی بعضی ها آروزوهای کوچک بیشتر »

 

لبخند

سه وصیت یک پدر

۳-vasiat
سه وصیت یک پدر

ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺪﺭﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ! ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ.

۱٫ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ را ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ.
۲٫ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ.
۳٫ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ.

ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭ ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ آن را ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ.

ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﺑﺰﺭگ ترﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ولی ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻋﻠﺘﺵ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ. او ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!

ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ. سپس تصمیم گرفت ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ. ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻫﻢ ﻛﺮﺩ…

ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻗﺎﺑﻠﻰ ﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ گند زد ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ! عملی ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ!
برگرفته از سایت تری جوک

تفاوت مردها و زن ها

zan-mard
تفاوت مردها و زن ها
 
یک زن تا زمانی که ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانی که ازدواج نکرده هرگز نگران آینده نخواهد بود.

دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمی دهند. آن ها از روش “خرچنگ قورباقه” استفاده می کنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به “ی” ها و ن” ها قوس زیبایی می دهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک می کشد.

اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را هرکول، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.

خواروبار:
یک زن لیستی از جنس های مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آن ها به فروشگاه می رود. یک مرد آن قدر صبر می کند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آن گاه به سراغ خرید می رود. او هر چیزی را که خوب به نظر برسد می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی می گوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی می گوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی ۴ساعت بعد، وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آن ها خودشان را در آینه چک می کنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید می کنند. آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، ته دیگ و ماهیتابه، حتی سر طاس آقای زلفیان.

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیام های کوتاه و ضروری به دیگران در نظر می گیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.

آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس می کند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را می پرسد. مردان این را به نشانه ضعف می دانند. آن ها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان می چرخند و چیزهایی شبیه این می گویند: “فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،” و “می دونم که باید همین نزدیکی باشه”، اون مغازه طلا فروشی رو می شناسم.

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول می کنند که اشتباه کرده اند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته ۲۵ قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، غذاهای مورد علاقه، اسرار آرزوها و رویاها. یک مرد به طور سربسته و مبهم فقط می داند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی می کنند.

لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گل های باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن می کند.

شستن لباس ها:
زنان هر چند روز یک بار لباس هایشان را می شویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و یونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامی که لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباس های چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل می کنند.

پرداخت صورتحساب میز:
وقتی صورتحساب را می آورند، با این که کلا ۱۵هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام ۱۰ هزار تومان روی میز می گذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت می کنند، در ابتدای دست به کیف شدن اول ماشین حساب های خود را بیرون می آورند.

گل و گیاه:
یک زن از شوهرش می خواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گل ها آب می دهد. زن، پنج روز بعد به خانه ای پر از گل ها و گیاهان پژمرده برمی گردد. کسی نمی داند چرا این اتفاق افتاده است.

اسباب بازی:
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی می رسند، علاقه شان را از دست می دهند. مردان هیچ گاه از فکر اسباب بازی رها نمی شوند. با بالا رفتن سن آن ها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر می شوند. نمونه های از اسباب بازی های مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفن های هوشمند، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیم های ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.

برگرفته از سایت تری جوک