آداب چهارشنبه سوری

آداب و رسوم رایج چهارشنبه سوری

chahar shanbeh soori
toope morvarid

توپ مروارید

آداب و رسوم رایج چهارشنبه سوری در قرون گذشته:

توپ مروارید: در میدان ارک تهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید . شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا می رفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن می گذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی» می کردند یا ریسه می رفتند از زیر توپ مروارید و سردر نقاره خانه می گذراندند. این توپ را توپ مروارید می نامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن می گفتند.

آتش افروختن: زیباترین و شاید قدیمی ترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است .
تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار می دهند و زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدان های عمومی و بر سر چهارسوها و چهار راه های شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن می کنند و در هر جستنی می گویند: «زردی من از تو سرخی تو از من» یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری به من ببخش» پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش می ماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند و در کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در می زند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟» و او هم جواب دهد؛ «منم » گویند: «از کجا آمده ای؟» جواب دهد که : «از عروسی» بپرسند: «چه آورده ای ؟» گوید: «تندرستی ».

کوزه شکستن: مردم تهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود می بردند و از آنجا به زمین می افکندند و می شکستند و کسانی که بدانجا دسترس نداشتند از بام خویش کوزه را به زمین می افکندند این کار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود.

آجیل: در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد. در میان زنان ایران در شب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است که نذر می کنند و داستان شیرینی برای ابتکار آن میگویند.

آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل میکنند شب چهارشنبه سوری نیز به آداب آن میپردازند.

فالگوش: کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت میکنند و بر سر چهار راهی یا اگر چهار راه نبود بر سر رهگذری به فالگوش می ایستند و نخستین عابری را که گذشت به سخن او توجه می کنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد می گیرند اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست. همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اتاقی گرفت و باید آهسته به پشت در آمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اتاقند بدانند که کسی بر در ایستاده است گوش فرا داد و اولین سخنی را که گفته می شود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت.

گره گشایی: کسانی که بخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه دستمالی یا چارقدی یا گوشه دیگر از جامه خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشاید ممکن است قفلی را بر پارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلید آن را به نخستین کسی که از راه می گذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.

دفع چشم زخم و بخت گشایی: برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه می روند و از آب دباغ خانه اندکی برمی دارند و با خود به خانه می آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر می ریزند.

کندر و خوشبو: یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری می روند و از او «کندر برای کارگشا» می خواهند و تا عطار برود بیاورد فرار می کنند! این دکان باید رو بقبله باشد سپس به دکان دیگری که رو بقبله باشد می روند و «خوشبو» می خواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز می گریزند و سپس بدکان سومی که رو به قبله باشد می روند و مقداری کندر و اسفند می خرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود می کنند.

قلیا سودن: یکی از وسایل دفع جادو در شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی می ریزند و هفت دختر نابالغ دسته می زنند و با آب می سایند و بر آن بول می کنند و آن آب را در چهار گوشه حیاط خانه ای که آن را جادو کرده اند می ریزند و یقین دارند که به همین تدبیر جادو باطل می شود.

آش بیمار: در خانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری او به سال دیگر نرسد برای این کار آشی می پزند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» معروف است. باید بادیه مسین به دست گرفت و با قاشق به در خانه ای یا به در اتاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اتاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چند شاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته می شود باید در ترکیب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و از آن آش بیمار را داد و بازمانده  آن را به تهی دستان رهگذر داد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.
boolooni
فال گرفتن با بولونی: یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی است. بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی است که در قدیم خانه های ما فراوان بود و در آن ادویه  خشک یا ترشی و مربا و غیره می ریزند زنان و دختران جوان گرد یکدیگر جمع می شوند و کوزه ای را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او به شمار می رود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه های کاغذ می نویسند و تا کرده در بولونی می اندازند سپس دختر نابالغی را می خوانند و او دست در بولونی می کند و پاره ای کاغذ را بیرون می آورد و یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است می خواند. سپس همان دختر یکی از آن اشیا را بیرون می آورد و ارایه می دهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حق صاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان و یک آیینه  کوچک نیز علاوه بر آن اشیا در بولونی می اندازند و با دیوان حافظ تفأل می کنند یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ می زنند.