اورکت آلمانی

اورکت آلمانی

keivan53_20104-13360521
یکی از خاطراتی که هنوز بعد از گذشت حدود 20 سال ذهن مرا مشغول می کند خاطره ای است که شاید نکته ای برای همکاران داشته باشد:
یک سال توی یکی از مدارس نجف آباد درس می دادم و دانش آموزی داشتم که تقریبا تمام طول سال را یک اورکت آلمانی که آن روزها زیاد می پوشیدند به تن داشت.
این دانش آموز تقریبا همیشه همین کاپشن را می پوشید و همیشه هم زیپ آن را تا بالا می بست.
گاهی به او می گفتم که چرا زیپ لباست را باز نمی کنی؟ گرمت نیست؟ و او اظهار می داشت که سردمه و من هم می گذشتم.
یکی از روزهای ظاهرا نزدیک به عید که هوا هم گرم بود این دانش آموز را برای جواب دادن درس صدا زدم وقتی آمد جلوی کلاس مثل قبل با همان پوشش در مقابل من ایستاد.
من به او گفتم که هوا گرمه این اورکت در بیار ولی او اصرار داشت که سرده به او گفتم که حداقل زیپ آن را باز کن و او قبول نکرد من چند بار اصرار کردم تا این که او به اکراه زیپ لباس را تا نیمه باز کرد.
وقتی چشمم به زیرپوش کهنه و سوراخ سوراخ او افتاد ناگهان متوجه علت کار او شدم و سریع موضوع را عوض کردم و گفتم اگه واقعا سردته لازم نیست زیپ را باز کنی و از کار خودم به قدری ناراحت شدم که هنوز گاهی این موضوع خاطرم را آزرده می سازد.
بعدا که دانش آموز را بیشتر شناختم متوجه شدم که از نظر مالی وضع خوبی ندارد و این نداری را زیر یک اورکت نه چندان نو پنهان کرده است.